تبليغاتX

به فریادی از یک زن خوش آمدید

فریادی از یک زن
منعکس کننده فریاد زنان

گاهی هم
از خود زنان است
که بر زنان است!

محمد علی ابطحی 
 
فردا در تقویم ایرانی به مناسبت میلاد خجسته حضرت زهرا سلام الله علیها روز زن نام گرفته است. زنان در ایران طیف گسترده ای دارند. خیلی هاشان حقوق خود را نمی دانند. خیلی هاشان می دانند ولی به اجبار شرایط سخت مردسالارانه مجبورند حقوقشان را نادیده بگیرند. از اساسی ترین مشکلاتی که دارند این است که خیلی از مردان فقط با آنان به عنوان یک شیئی برخورد می کنند. شیئی ای که باید در خدمت مرد باشد. طعمه اول گشت ارشاد در خیابانها زنها هستند که بسیاری از آنان حتی اگر بدحجاب باشند، پاکدامن هستند. در این میان اندکی از جامعه زنان به استیفای حقوق همجنسان خود همت گماشته اند. در این راه سختی ها و مرارت کشیدند و صبورانه ادامه می دهند. وظیفه آنها در مرحله اول این است که فرهنگ زن باوری را به خود زنان منتقل کنند. به عنوان مثال در انتخابات مجلس، اگرچه رد صلاحیت های گسترده مانع حضور خیلی ها منجمله زنان شایسته شد ولی باز هم در تهران و شهرستانها زنهای بیشتری بودند که کاندیدا شدند و رای جامعه زنان هم به آنان اختصاص نیافت. با اینکه شرکت کنندگان در انتخابات مجلس در این دوره فراوان نبودند اما باز هم نیمی از آنان زن بودند که همانها هم امکان انتخاب زنان بیشتری را فراهم نکردند. البته گروههای سیاسی هم در عدم انتخاب زنان به عنوان کاندیدا مقصرند و باز البته بعضی زنانی که انتخاب می شوند و در مرکز قانونگذاری مدعی زنان و حقوقشان می شوند هم دلیل این ناامیدی و بی توجهی می تواند باشند. کمتر شدن تعداد نمایندگان زن در هر دوره مجلس نشانه بدی است. مشکل دیگر زنان در این است که به طور عمده تحت نفوذ اقتصادی مرد هستند و این مساله مانع رسیدن به حقوق طبیعی و مستقل آنان می شود.

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط ROJIN |

ئه‌م کچه‌ ته‌مه‌نی ته‌نها 11 ساڵه‌ له‌لایه‌ن کابرایه‌که‌وه‌ ته‌عدای جنسی کرایه‌ سه‌ری و هه‌ر لهه‌و کابرایه‌ ئێستا خاوه‌نی منداڵێکه‌ ، له‌م ڤیدیۆی خواره‌وه‌ که‌ ده‌یبینن چۆن ئه‌م کچه‌ ئه‌م چیرۆکی ته‌عدایه‌ ده‌گێرێته‌وه‌ به‌ پێش چاوی کامیرای ته‌له‌ڤیزیۆنی میسری یه‌وه‌........

 

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط ROJIN |

به خشونت علیه زنان بگو “نه"

‏‎ ‎به خشونت علیه زنان بگو “نه"




برگردان: نیلوفرشاه محمدی

Tue / 27 11 2007 / 12:17
‏"نه"
به خشونت علیه زنان تلاشی مدافعانه در سطح جهانی از طریق اینترنت برای پایان بخشیدن به خشونت علیه زنان است که ‏توسط یونیفم سازماندهی شده است و ابتکاری است تا نشان دهد که این جنبش رو به رشد مردمی با صدای بلند خواستار پایان بخشیدن ‏به خشونت علیه زنان و قرار دادن این موضوع در اولویت است.‏

سفیر حسن نیت یونیفم نیکول کیدمن سخنگوی این کمپین میگوید‏
‏"من متعهد شده ام که صدای زنان و دخترانی را که قربانی خشونت و سواستفاده بوده اند را بلند کنم به این دلیل من اولین کسی بودم ‏که اسمم را در این کمپین ثبت کردم. لطفا اسم خود را به اسم من اضافه کرده و به خشونت علیه زنان "نه" بگویید.بگذارید تا ‏بازماندگان خشونت بدانند که هیگاه تنها نیستند و می توانند بر روی ما حساب کنند."‏

این طرح توسط قشر کثیری از سلزمانهای بین المللی سازمان ملل متحد به همراه پروفسور یاکین ارتورک گزارش دهنده ی ‏مخصوص سازمان ملل در مورد خشونت علیه زنان حمایت شده است.سازمانهای اجتماعات مدنی و بخشهای خصوصی هم در این ‏امر شرکت کرده اند.‏
و کسانی که بر روی این پروژه ی پایان بخشیدن به خشونت علیه زنان کار کرده اند می دانند که یکی از موانع غلبه بر این موضوع ‏،سکوتی است که این موضوع را احاطه کرده است.بدین جهت من به این کمپین خوشامد گفتم. ما باید فرهنگی بسازیم که در آن ‏ضریب توان و تحمل این نقض آشکار حقوق بشر که کمتر مورد مجازات واقه می شود را به صفر برسانیم.‏

از هر سه زن و دختر ، یکی از آنان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و یا به زور وادار به برقراری ارتباط جنسی می شوند و یا ‏به طرق دیگر در طول زندگیشان مورد خشونت واقع می شوند. از آنجایی که صنوق پول و سازماندهی مالی برای تغییر قوانین و ‏سیاستها بسیار حیاتی است ،و در پی آن دسترسی بیتر برای اجرای عدالت و کیفر خواهی بازماندگان و پیدا کردن راههای ارتباطی ‏بین خشونت علیه زنان و ویروس اچ آی وی /ایدز را مشخص می کند و در جهت ارائه خدماتی برای رفع این معضل بر می آید.‏

خانم کیدمن نیز درخواست منابع مالی بیشتر سازمان ملل را برای پایان دادن به خشونت علیه زنان خواستار است.‏

این یک لحظه ی تاریخی است. پایان بخشیدن به خشونت علیه زنان موضوعی حیاتی برای رسیدن به اهداق توسعه طلبانه و برقراری ‏امنیت و صلح جهانی است.

‏"ما باید دیوارهای سکوت را که خشونت علیه زنان را احاطه کرده است را در هم شکنیم و باید هنجار های قانونی را در زندگی زنان ‏به واقعیتی مبدل کنیم."‏

26 نوامبر همزمان با روز جهانی برای حذف خشونت علیه زنان و متقاعب آن 16 روز تلاش برای کمپین خشونت جنسی است.‏
لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط ROJIN |

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط ROJIN |

گزارشى از زندگى دردناك يك دختر ١٣ ساله افغانى در كويته پاكستان

باورتان نميشود! اما واقعى است

سولماز سعيدى

01.08.07


یک روز برای تمدید برگه یو ان به دفتر سازمانه ملل رفته بودم و در اتاق انتظار نشسته بودم. یک طرف اتاق زنی جوان که بنظر میومد ٢٥ يا ٢٦ سال داشته باشد در گوشه ای روی نیمکت چهار زانو نشسته بود و نوزادی در بقل داشت.

پرسیدم: اهل کجا هستی؟

جواب داد: افغانستان

پرسیدم: اسمت چیه

گفت: عاطفه

پرسیدم: این بچه خودته؟

عاطفه: بله

پرسیدم: اینجا چکار داری؟

عاطفه: کمک میخوام

با گفتن این جمله چشماش پر از اشک شد و دستی به سر نوزادش کشید و پرسید: اینجا واقعاً کمک می کنن؟

ازش پرسیدم مشکلت چیه؟

با همون لهجه شیرین دری گفت:

بابام منو فروخت. شوهرم منو به این جا اورد. شوهرم از من خیلی بزرگتره، از زن قبلیش ٣ تا دختر داره.چند ماه بعد از ازدواج، مادر شوهرم و شوهرم فکر کردن که نازام. در اون خونه بجای عروس کارگر همه افراد خونه بودم

پرسیدم اون موقع چند سالت بود؟

به من نگاهی کرد و گفت: درست نمی دانم، اما گمان کنم ١٠ سال داشتم.

از او پرسیدم: الان چند سال داری؟

گفت:فکر کنم ٣ سال میگذره از عروسیم

تعجب کردم اخه چهرش بیشتر از ١٣ سال میخورد

بهش گفتم: خوب تعریف کن بعدش چی شد؟

گفت: وقتی حامله شدم شوهرم مرا میزد که اگر بچه پسر نباشه می کشمت. وقتی این بچه به دنیا امد دختر بود. شوهرم مرا با همان حال خراب به باد کتک کشید که تو شوم هستی. به من غذا نمیدادن، شیر کافی نداشتم. مادر شوهرم نمیگذاشت به بچه شیر بدهم. تا این که بعد از ٤٠ روز مرا دوباره به افغانستان برد و به پدرم گفت که می خواهد مرا طلاق بدهد. پدرم با شنیدن این حرف دستم را گرفت و به طرف در پرتاب کرد و گفت من ٥ دختر دیگر هم دارم که هنوز شوهر ندادم .من اينجا به این دختر نه نان دارم بدهم و نه جا. این را ببر در خانه ات کلفتى کند اما به من پس نده

عاطفه همین طور که تعریف می کرد لبهاش میلرزید. درد بی کسی رو به آسانی میشد از چشماش خوند. از گوشه چشمش یه قطره اشک چکید و با گوشه چادرش اشکاش رو پاک کرد که من نبینمشون. پاشدم و از آب سردکن کنار اتاق یه کم آب بهش دادم. بهش گفتم: اگه تکرار اون ماجرا ها عذابت میده ولش کن، نمیخواد تعریف کنی.

بهم گفت: تا حالا احساس کردی مرده ای اما داری راه میری؟ بعدش بدون این که منتظر جوابش بشه شروع به تعریف باقی ماجرا شد

می گفت:شوهرم من را به خانه خودش برگرداند. اما 5 روز پیش طلاقم داد و مرا از خانه بیرون انداخت. این چند روز را در خانه یکی از همسایه هايم گذروندم . آنه يوان را به من معرفی کردند. بعد ادامه داد: خیلی تنهام. با یه بچه کوچک کجا بروم نمی دانم!؟ من حتی پولی ندارم که برای بچه ام شیر تهیه کنم. شیر من خودم اصلاً کافی نیست، دخترم با شیره من سیر نمیشود. مدام گریه میکنه.

راست میگفت بچه بغلش خیلی گریه میکرد. چشمانش پر از اشک شده بود و خیره به دخترش نگاه میکرد

پرسیدم : خوب حالا چیکار می خواهی بکنی؟

گفت: نمی دانم اینجا کسی را ندارم و پدرم هم در افغانستان مرا قبول نمی کند.

پرسیدم: خوب آنجا دوستی اشناییی که دلش بسوزد و تو را قبول کند نداری؟

گفت: نه. کی در این فقر حاضر می شه نان خورهایش را زیاد کنه؟ تازه من کسی را ندارم. وقتی پدرم مرا در خانه اش راه ندهد کی به من با داشتن یک بچّه اطمینان میکنه؟.

پرسیدم : تا وقتی که از اینجا جواب بگیری می خواهی چه کار کنی؟ اینجا که همین امروز جوابتو نمیدن

گفت : نمیدانم. در خانه همسایه هم ماندنم مناسب نیست، شوهرش هی به زنش نق می زنه که چرا من را راه داده.

میخواستم بیشتر باعاطفه حرف بزنم. اما مرا صدا کردن که داخل بروم. داخل که میرفتم از او خواستم اگر وقتش اجازه می داد منتظر من بماند و او هم قبول کرد.

خیلی دلم میخواست میتوانستم حداقل کمک کوچکی به او بکنم امّا موقعیتم به من این اجازه را نمیداد.

وقتی برگشتم آنجا نبود . از نگهبان در پرسیدم که عاطفه کجاست؟

گفت: که چون وقت قبول درخواست ها تمام شده بود برگه ای از او نگرفتند و او را برای رد کردن برگه درخواست کمکش فردا وقت دادند.

وقتی شنیدم که فردا قرار است دوباره بیاید با این که میدانستم شاید نتوانم به او هیچ کمکی کنم خوشحال شدم. چون احساس میکردم وقتی با من حرف می زد آرام تر می شد. دوست داشتم حرف هایش را بشنوم هنوز دلم میخواست سوالی که از من پرسیده بود که تا حالا احساس کردی مرده ای اما داری راه میری؟ را جواب دهم.

برای همین فردای آن روز صبح خیلی زودتر از وقت از خانه خارج شدم، چون باید نصف راه را پیاده می رفتم، زیرا راستش پولم برای رفت و برگشت کافی نبود برای همین این تصمیم را گرفتم. به آنجا که رسیدم هنوز وقت اداری شروع نشده بود و هنوز هیچکس آنجا نیامده بود.

خیلی منتظرش ماندم آن روز هم وقت قبول در خواست ها گذشت امّا عاطفه نیامد. نمی دانم چرا اینقدر دل میخواست که او را دوباره ببینم، با این که فقط یک بار اورا دیده بودم. دل هره ای برای او در دلم بود و هنوز هست، نمی دانم او کجا رفت و چه کرد؟! اما مطمئن هستم شرايط سختی خواهد داشت. من حتی برایش پیغام گذاشتم اما هیچ خبری تا امروز از او نشد.

بار ها پیش خودم فکر کردم که عاطفه تنها دختر افغانی نبود که این بر سرش آمده بود. شاید هزاران دختر افغان دیگر نیز طعمه این نادانی های خانواده قرار می گیرند . بر سر انها چه خواهد آمد؟

زیاد شنیده ام که در این شهر (پاکستان، کوئته) اکثر دختران خود فروش، یا دختران ایرانی هستند که آنها را با نشان دادن هزار امید و آرزو برای فردا به انجا آورده و می فروشند ویا دختران افغانی هستند که یا خانواده آنها، آنها را به خاطر قرض های که ادا کردنش ممکن نبوده ،فروخته اند به آدم های که برای در امد خود از فروش جسم این دخترا استفاده می کنند.

گناه این دختران چیست؟ یعنی شمع زندگی این بی گناهان باید در همین گنداب ها بسوزد تا خاموش شود... و ما این سوختنها را ببینیم و هیچ نکنیم؟

می ترسم که عاطفه نیز به این گنداب کشیده شود فقط برای این که دخترش گشنه نماند.

چه باید کرد؟
لينك ثابت| نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط ROJIN |

نامه سرگشاده به مقامات حکومت کردستان عراق

نامه سرگشاده به مقامات حکومت کردستان عراق

رسانه های خبری و سازمانهای مدافع حقوق زنان

سازمان حقوق بشر  عفو بین المللی دیده بان حقوق بشر

 

 

(مرگ پرنده مرگ پرواز نیست)

 

باردیگر تراژدی عشق ومرگ تکرارشد. این بار قربانی دختری 17ساله به نام دعا است که به جرم گسستن زنجیرهای سنت ومذهب درمعبد تعصب قربانی شد.

این بار دستهای جلادان شرف به خون دختری ‌آغشته شد که جسورانه از خط قرمز قوانین ارتجاع قرون وسطایی عبور کرده بود.

قتل فجیع وغیرانسانی این دختر17ساله ایزدی در زمره   شنیع ترین و و‌حشیانه ترین قتلهای ناموسی است. این قتل درشرایطی رویداد که ‌حکومت کردستان علاوه براينكه هر ساله مبالغ قابل توجهی صرف تقویت نهادهای مدنی دفاع از‌حقوق زنان مینماید به جنبش هاي زنان كرد در مناطق ديگرهم كمك ميكند

دعا در حالی سنگسار شد و جنازه اش برسنگفرش خیابان ها کشیده  شد که هنوز قطعنامه کنفرانس جهانی زنان کرد دراربیل بر روی سایت هاست و هنوز عرق شرکت کنندگان این کنفرانس خشک نشده است. این جنایت مانند صدها مورد قتل ناموسی دیگر زنگ خطری است برای فعالین جنبش دفاع از حقوق زنان تا با سیاستی رادیکال تر و همه جانبه تر در مقابل قوانین ارتجاعی و ناموس پرستانه مقابله کنند. تلاش خود را از چهارچوب سخنرانی ها فرا تر برده و یک حرکت اعتراضی گسترده را در جامعه سازمان دهند.

     با ناموس پرستی و قتلهای ناموسی باید بطور همه جانبه ای مبارزه کرد.

     که قوانین حاکم بر جامعه چنین جنایتی را بطور همه جانبه مجازات کنند. هیچ عذر و بهانه ای قابل قبول

    نیست.         

     این قوانین ضد زن و ارتجاعی را باید با تعرض سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ریشه کن کرد. باید کاری کرد                              

    یک وظیفه عمده نهادهای فعال دفاع از حقوق زنان مبارزه همه جانبه با این قوانین کهنه و ضد انسانی

    است.

   تمامی انسانهای آزادیخواه و برابری طلب باید به صف اعتراض علیه این سنتها و آداب رسوم ارتجاعی   

       بپیوندند.

    این مبارزه ای عمومی و اجتماعی است. دفاع از حقوق و مطالبات زنان امری عمومی و اجتماعی است. 

   قوانین مردسالارانه را باید وسیعا و بطور همه جانبه ای مورد تعرض قرار داد. زنان کالا نیستند. متعلق به

   کسی نیستند،انسانند، و تمامی قوانین پیشرفته و برابری طلبانه باید در جامعه حافظ امنیت و حقوق زنان

   باشد.

       من از طرف کمیته زنان نویسنده کرد جهان این جنایت را محکوم كرده واز مجامع بین المللی و سازمانهای  

      اعلام شده در زیر میخواهم که هر چه زودتر درمجازات عاملین و قاتلین این جنایت هولناک اقدام کنند.

      هرگونه تعللی زمینه ساز قتلهای ناموسی بیشتر است. باید سریعا اقدام کرد!

 

 

 

1-      رئیس محترم اقلیم کردستان

2-      جانشین محترم رئیس اقلیم کردستان

3-      رئيس پارلمان کردستان

4-      وزیر داد کردستان

5-      وزیر حقوق بشرکردستان

6-      استاندار موصل

 

 

رئيس كميته زنان نويسنده كرد در انترنشنال پن

َََسيمين چايچي

8 اردیبهشت 2007

 

http://simin-chaichi.blogfa.com /

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط ROJIN |

To: Kurdistan Regional Government

To:  Kurdistan Regional Government

International Campaign against killings and stoning of women in Kurdistan

Condemn the brutal stoning to death of Doa - a young girl whose only crime was to fall in love

Doa was stoned to death in the centre of the town of Bashiqa in front of hundreds of people and the authorities did not prevent this crime from happening. On the contrary, they were present and paving the way for this horrific crime to be carried out.

Doa was a 17 year old girl from a family of Yazidi faith; she was snatched from her house by some Yazidi men who discovered that she was in love with a Muslim Arab man and had visited him. They stoned her to death in public on 7th April 2007 in the town of Bashiqa.

It is known that women in Kurdistan and Iraq are oppressed. The few rights they do have are very limited and in most cases they are treated as sub-humans.

Killings, suicide, and violence against women are an every day occurrence in this region. Although a crime of this nature is very new to Kurdistan, this is an indication that such crimes against women are now tolerated. Doa’s killers are still free.

The government’s failure to protect women, and enforce laws against criminals, has created a situation where thousands of women become victims of so called “honour killings”. Violence has risen as result of patriarchal and religious traditions.

We strongly condemn this barbaric act, and call upon all human rights and women’s rights organisations, political parties, and activists in Kurdistan and globally to condemn this crime.

In the 21st century, for such crimes to be carried out in broad daylight is not only a shame on society as whole, but most of all, it is a shame on a government that is unable to protect women from such inhumane and backward practices. The stoning of Doa sets a dangerous precedent for more women to become victims of stoning.

We hold the Kurdistan Regional Government responsible for the lives and protection of women in this region, and we believe that the brutalisation and victimisation of women must come to an end.

We the undersigned therefore demand:

• That the Kurdistan Regional Government brings the killers to justice and punishes them.

• The Kurdistan regional Government should set laws against terror, killings and oppression of women, and punish criminals.

• To avoid this barbaric crime from becoming a norm and a practice in Kurdish society, the Kurdistan Regional Government should criminalise stoning to death.



The initiators of this campaign are:


Houzan Mahmoud: Representative abroad of Organisation of Women’s Freedom in Iraq and campaign coordinator

Raga Rauf: Writer and women’s rights activist and campaign coordinator

Samera Mohammed: Editor of Rasan women’s newspaper in Kurdistan

Yanar Mohammed: President Of Organisation of Women’s Freedom in Iraq

Aram Ali: Coordinator of the Kurdish website www.bopeshawa.com

Baker Ahmad: Writer and poet

Dler Colnadar: member of executive board of CHAK organisation

Omar Faris: coordinator of a Kurdish website www.kurdsitannet.org

Dina Nammi: International Campaign against Honour Killings

Amal Almas: (Iraqi Women’s League) Gothenburg -Sweden

Federation of Workers councils and unions in Iraq/ Kurdistan representative

Chro Sabir: Director of Rasan women’s organisation in Kurdistan

Hana Shwan: Journalist and women’s rights activist in Kurdistan

Hamza Abd: The Iraqi Cultural House in Gothenburg-Sweden



To join this campaign or to show your support pleases contact:

Campaign Coordinators: Houzan Mahmoud and Rega Rauf

houzan73@yahoo.co.uk Or rega_rauf@yahoo.com


26/04/2007

Sincerely,

The Undersigned

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 3:40 بعد از ظهر توسط ROJIN |

به‌کامه‌ تاوان؟

 

 

 

به‌کامه‌ تاوان؟

 

ماوه‌یه‌ک له‌مه‌وبه‌ر واته‌7/4 هه‌واڵێک بڵاوبووه‌وه‌ که‌ دڵ و هزری هه‌ر مرۆڤێکی توشى ئازار کرد و بۆ جارێکیتر به‌ربه‌ریه‌ت له‌ گرێبه‌سته‌ نادادپه‌روه‌ریه‌کانی کۆمه‌ڵگا چاوی خۆی لێ زه‌ق کردینه‌وه‌. هه‌واڵه‌که‌ ئه‌مه‌ بوو که‌ کۆمه‌ڵێک لاوی دڵره‌ق و نائاگای ئێزیدی به‌ دوور له‌ هه‌موو عورف و به‌هایه‌کی ئینسانی هه‌ڵیان کوتایه‌ سه‌ر کچێکی گه‌نج و به‌شیۆه‌یه‌کی درندانه‌ به‌رده‌باران و بلۆکبارانیان کرد و زۆر هیستریکانه‌ له‌ جه‌سته‌ی خڵتانی خوێنی وێنه‌یان گرت. تاوانی به‌ناوتاوانی ئه‌م کچه‌ ته‌نیا و ته‌نیا خۆشه‌ویستی و به‌رزراگرتنی یاسای سروشت بوو وئه‌م روداوه جه‌رگبڕه‌ بۆ جارێکیتر ئه‌و راستیه‌ی پشتراستکرده‌وه‌ که‌ له‌ کۆمه‌ڵگای ئێمه‌ ده‌بێ بۆ گه‌یشتن به‌ چکۆله‌ترین ئاره‌زو و حه‌زی ئینسانی پێویسته‌ جلی هه‌ڵکشاو له‌خۆین بپۆشرێت. بینیی وێنه‌ فیلمی ئه‌م خه‌منامه‌یه‌ هێنده‌ دڵته‌زێنه‌ که‌ مرۆڤ له‌ مرۆڤبوونی خۆی پاشگه‌ز ده‌کاته‌وه‌ و بۆ چه‌ند چرکه‌یه‌ک نائۆمێدی و ترس به‌سه‌ر بینه‌ردا ده‌سه‌پێنیت.بینینی په‌له‌قاژه‌کانی پێش گیان له‌ده‌ستدان هێنده‌ تراژیکه‌ که‌ ئه‌سرین ده‌کاته‌ میوانی چاو و بێده‌نگی وسه‌رسوڕمان به‌ دیاری دێنێ. 

هه‌ستانی کۆمه‌ڵێک له‌ لاوانی دڵره‌قی ده‌ڤه‌ری شێخان به‌م کاره‌ ترسناکه‌ بۆته‌ باس و لێداوانی زۆربه‌ی ماڵپه‌ره‌ ئینتێرنێتییه‌کان و به‌ شیۆه‌یه‌ک به‌ربڵاو له‌لایه‌ن کۆر و کۆمه‌ڵی کوردییه‌وه‌ ئیدانه‌ و سه‌رکۆنه‌ ده‌کرێت.

مه‌رگه‌ساتی له‌م شێوه‌ یه‌که‌م جار نییه‌ و تاوان له‌ژێر ناوی پاراستنی شه‌ره‌ف و ناموس بۆ سه‌دان جار له‌ کۆمه‌ڵگای ئێمه‌ رواڵه‌تی دزیۆ و قێزه‌ونی خۆی نیشانداوه‌.هه‌ژاری و که‌لێنی چینایه‌تی، به‌پیرۆزکردنی موقه‌ده‌ساتی کۆمه‌ڵگا، ستراکتۆری عه‌شیره، باڵاده‌ستی ئایین له‌ یاساکان و ده‌یان هۆکاری گرینگیتر له‌ به‌پیرۆزراگرتنی یاسای پیاوسالاری بۆ خه‌ڵکانی ئه‌م ده‌ڤه‌ره‌ ده‌وری باڵای نوواندووه‌ و کاره‌ساتی هاوشیۆه‌ی لێکه‌وتوته‌وه‌. ئه‌گه‌رچی کوشتنی ژن له‌ژێر ناوی ناموس و شه‌ره‌ف مێژویه‌کی کۆن و درێژی هه‌یه، به‌ڵام له‌ گه‌ڵ گه‌شه‌ی شارستانیه‌ت و کۆمه‌ڵگا ئه‌م کرده‌وه‌ له‌ زۆربه‌ی وڵاتانی دنیا به‌ره‌و کزی چووه‌. مخابن هێشتاکه‌ له‌ کوردوستان و به‌ تایبه‌ت له‌ باشووری کوردوستان کوشتن و به‌رده‌باران کردنی ژنان له‌ ژێرناوی ناموس په‌ره‌ستیدا به‌رێژه‌یه‌کی زۆر بوونی هه‌یه‌ و رۆژانه‌ به‌رهه‌م دێته‌وه‌.به‌رهه‌مهێنانی ئه‌م دیاردانه‌ له‌ لایه‌ن ناوه‌نده‌کانی کۆنسێرڤاتیڤی پیاوسالار زه‌نگێکی خه‌ته‌ر و مه‌ترسیدار بۆ کۆمه‌ڵگای روو له‌ گه‌شه‌ی کوردوستانه‌ و پێویسته‌ به‌ خه‌مخۆری وهه‌ست به‌مه‌سئولیه‌تێکی زێده‌تره‌وه‌ مامه‌ڵه‌ی له‌گه‌ڵ بکرێت. هه‌ستان به‌م کردوانه‌ له‌گه‌ڵ رۆحی مرۆڤ و گه‌شه‌ی کۆمه‌ڵگا ناته‌بایه‌ و ده‌توانی کاریگه‌ریه‌کی روخێنه‌ر و نه‌رێنی له‌ سه‌ر  کۆمه‌ڵگا دابنێت.

بێ شک روداوی له‌م شێوه‌ به‌رپرسیاریه‌تیه‌کی زیاتر ده‌خاته‌ ئه‌ستۆی سیستمی سیاسی و رۆشنبیران له‌ باشووری کوردوستان وبره‌ودان به‌ گه‌شه‌ی رۆشنبیری و دروستکردنی به‌ستێنه‌کانی کۆمه‌ڵگای مه‌ده‌نی له‌لایه‌ن ئه‌م دوو جه‌مسه‌ره‌وه‌ پێداویستیه‌کی هه‌نووکه‌یی و گرنگه‌.

له‌لایه‌کیتره‌وه‌ باشترکردنی ژیان و گوزه‌رانی خه‌ڵک و په‌ره‌پێدانی کولتووریی دووری کردن له‌ ده‌مارگرژی و هه‌روه‌ها ئه‌کتیوبوونی زیاتری رێکخراو و کۆمه‌له‌کانی داکۆکیکار له‌ مافی ژن و مافی مرۆڤ ده‌تۆانی رۆڵێکی ئه‌رێنی له‌ که‌مکردنه‌وه‌ و ره‌واندنه‌وه‌ی ئه‌م دیارده‌ ناشارستانیانه‌ ببینی

 

 

 

 

http://komalabane.blogfa.com/ 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط ROJIN |

تجاوزبا چوب بيسبال در زندان اوين !

تجاوزبا چوب بيسبال در زندان اوين !
چند روز پيش يكي از دوستانم از فرانسه زنگ زد كه فلاني كجايي سريع برو تلويزيون رو روشن كن سي ان ان داره با يه خانمي ايراني مصاحبه مي كنه ببين چيا ميگه ! من اصولا سي ان ان نگاه نمي كنم اگر هم نگاه كنم از اين شوهاي مسخره مثلا سياسي اش متنفرم ، ديدم كه خانمي به اسم غزل امید تو برنامه گلن بک دارند از حقوق زنان مي گويند و در مورد جنبش زنان و ظلم و ستمهايي كه بر وي رفته است حرف مي زند و يكهو زدند تو خط افشاگري واينكه در مورد یه زن 22 ساله به نام آسوده ذاكري زاده حرف زد که اين خانم هم در اون تجمعي بوده كه مقابل دادگاه انقلاب برپا شده بوده و اينجا بود كه حالا يا من فهم زبانم مشكل داشت يا حافظه ايشان ! چون كه يكبار مي گفت تجمع زنان و يكبار ديگه مي گفت تجمع معلمان به هر حال ايشون را اطلاعاتي ها مي گيرند و بازداشتش مي كنند و مي برند زندان اوين و.........

ادامه مطلب
لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 6:59 بعد از ظهر توسط ROJIN |

سمیناری در کردستان عراق برای حمایت از کمپین یک میلیون امضاء زنان ایران

سمیناری در کردستان عراق برای حمایت از کمپین یک میلیون امضاء زنان ایران

روز دوشنبه 5 مارس با شرکت فعالان و سازمانها و انجمنهای زنان در شهر سلیمانیه سمیناری به مناسبت هشتم مارس روز جهانی زن برگزار گردید که هدف از این سمینار پشتیبانی و حمایت سازمانها و انجمنهای زنان کردستان عراق از کمپین یک میلیون امضاء زنان ایران بود. این سمینار که از سوی سازمان حقوق زن کرد، حقوق بشر برگزار گردید به بررسی و تحلیل قوانین ضد زن پرداخت و از همه شرکت کنندگان خواسته شد که حمایت خود را از زنان ایران و کمپین برای تغییر قوانین اعلام کنند.

در این سمینار خانم فریبا محمدی فعال حقوق زنان توضیحاتی در رابطه با کمپین زنان ایران جهت تغییر قوانین مربوط به زنان داد و به بررسی هدف زنان ایران در ارتباط با این کمپین پرداخت و در واقع از زنان کردستان عراق خواست تا هم صدا با زنان ایران برای تغییر قوانین زن ستیز قدم بردارند و آنها در این راه پر تلاطم تنها نگذارند. هم چنین به وضعیت اسفبار زنان در ایران و دستگیریهای اخیر اشاره کرد که چگونه حقوق حقه آنها پایمال می گردد. لازم به ذکر است که در پایان این سمینار بیانیه ای جهت حمایت از کمپین زنان ایران تدوین گردید که قرار است از سوی همه آزادیخواهان و فعالان جنبش زنان امضا شود.

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط ROJIN |